شما بنشینید و آخرین سلام خون خداست



گزارش کردن آژانس کتاب ایران (ایبنا) سیده فاطمه موسوی در این شعر خطاب به مسلم بن عقیل می گوید:

سلام قبل از کربلای مسلم کربلا را دیده است
شهدای کربلا، زائران مسلمان کربلا

قبل از کربلا روضه مقتل را در کوفه می خواندی
دهان شما از سر جدا شده از بدن پاره شده است

بگو چرا دندون خونی تو لیوان آب افتاد؟
بگو کجای بام کوفه را نگاه می کنی؟

تو که با نامه ثریا به کوفیه رفتی
چرا پسر علی کوفانیه را مسلمان خواندی؟

در طوعه به خانه کوفه پناه برد
در پایان کوفیان کافر چه می بینید؟

به مسجد می روی، اما ناگهان پشتت خالی می شود
تو بمان و درود بر تو…