مطالعه تجربیات زنان و مردان ایثارگر نیاز روز است



گزارش کردن آژانس کتاب ایران(ابنا) با گذشت چند روز از آغاز هفته کتاب، شهر و کتابفروشی ها همچنان در حال و هوای این هفته هستند.
بخشی معتقد است این شعار بدیع و خلاقانه است و موضوع هویت را به خوبی منتقل می کند.
در ادامه مشروح این گفتگو و توصیه های کتاب او را می خوانید:

بیایید با شعار امسال شروع کنیم، “ما همان چیزی هستیم که می خوانیم”.
اولین بار که این شعار را روی یک تابلو دیدم خیلی خوشم آمد و فکر می کنم ایده جدید و جالبی است. جمله انتخاب شده نیز معنادار و مفهومی است و نشان می دهد که کار فرد یا افرادی که این شعار را انتخاب کرده اند سنجیده و سنجیده بوده است. کتاب موضوع و موضوع بسیار مهمی است، به قدری مهم که می توان گفت تمدن های دور و نزدیک توسط کتاب ساخته شده و می شود. ما انسان ها دارایی های خود را از طریق کتاب ها ثبت و نگهداری می کنیم. بخش بزرگی از میراث گذشته از طریق آثار مکتوب به ما رسیده است. بزرگان گذشته را می شناسیم زیرا نام آنها در کتاب ها ثبت شده است و همچنین می توان گفت که موفق ترین و تأثیرگذارترین شخصیت های تاریخی کسانی بودند که یا خودشان کتاب می نوشتند یا عاشق کتاب خواندن بودند.


خدمات ارائه شده توسط پیشینیان در کتاب ثبت می شود. این جمله بارها تکرار شده است اما همچنان درست و معتبر است که کتاب می تواند بهترین راهنما برای ما مردم باشد و مسیر درست زندگی فردی و اجتماعی را به ما نشان دهد. بنابراین به نظر من شعار هفته کتاب امسال دقیقاً به این نکته اشاره دارد که مطالعات ما هویت ما را شکل می دهد. ما که هویتی عمیق و اصیل داریم و به پشتوانه عظیم یک تمدن ملی و دینی تکیه داریم، تمدنی که ایده های نخبه اش با آثار مکتوب برای ما ساخته شده است و وظیفه ماست که بهترین و صحیح ترین اندیشه ها را در این زمینه به اشتراک بگذاریم. تاریخ. عادت زنانه. ثبت و انتقال ارث.



بد نیست کمی در مورد لزوم مطالعه و اینکه چرا باید مردم را به مطالعه تشویق کرد صحبت کنیم.
مسلماً اگر مردم با کتاب آشنا شوند، زندگی آنها بهتر می شود. هرکسی که مطالعه را جزئی از زندگی روزمره خود قرار دهد، قطعا در کارهای دیگر موفق تر خواهد بود، زیرا آگاه تر است و بهتر تصمیم می گیرد و ذهن منسجم تری دارد.

مطالعات تخصصی که قطعاً منجر به پیشرفت شغلی می شود، اما مطالعات عمومی خالی از فایده نیست و در بهبود تعامل اجتماعی و رشد شخصیت بسیار مفید است. البته ناگفته نماند که این رشد و پیشرفت از خواندن کتاب های خوب حاصل می شود و نه هر کتابی. منظورم از کتاب‌های خوب، کتاب‌هایی است که می‌توانند مردم را راهنمایی کنند و به درک بهتر دنیا کمک کنند. در کل برای یافتن کتاب های خوب باید به افراد متخصص در هر زمینه ای مراجعه کرد و دید چه عناوینی را معرفی و پیشنهاد می کنند.


اما اگر به بحث نیاز به مطالعه برگردیم، معتقدم انسان نیاز به علم دارد و این نیاز یک نیاز همیشگی است. ما همچنین نیاز به قرار گرفتن در معرض تجربیات مختلف داریم، به دانش شخصی و همچنین رشد معنوی نیاز داریم و بهترین راه برای رفع این نیازهای همیشگی مراجعه به کتاب های خوب است. کتاب محصول تفکر یک انسان متفکر و طبقه بالای جامعه است. البته اگر همه یا اکثریت افراد یک جامعه به مطالعه بپردازند، قطعاً این گرایش به مطالعه تأثیر زیادی در ارتقای فرهنگ آن جامعه خواهد داشت.

جامعه ای با فرهنگ بالا که تبدیل به یک مدینه فاضله می شود، اگر همه تلاش کنند دانش، آگاهی و فرهنگ خود را با مطالعه ارتقا دهند، با چه نوع فرهنگ و نسل آگاهی سر و کار خواهیم داشت؟ این یک وضعیت ایده آل است، اما واقعیت غیرقابل انکار این است که ما برای پیشرفت در هر رشته ای از علم، هنر یا ادبیات چاره ای جز مطالعه نداریم. جوامع در دنیای امروز چیزی برای گفتن دارند و می توانند ادعا کنند که اعضای آن (یا بیشتر اعضای آن) عاشق خواندن، حتی خواندن عمیق کتاب های خوب هستند.



گفتید «کتاب خوب» و به عنوان یک کارشناس در حوزه فرهنگ مقاومت بد نیست کتاب هایی را معرفی کنید که ویژگی های یک کتاب خوب در این زمینه را دارند.
قبل از ذکر عناوین کتابها، به این نکته اشاره می کنم که ویژگی یک کتاب خوب بالا بردن سطح دانش علمی و معنوی انسان و نشان دادن تجربه زندگی دیگران است.

تجربیاتی که ممکن است برای خواننده مفید باشد و آن تجربیات را در زندگی خود به کار گیرد. به عبارت دیگر، کتاب خوب، کتابی است که سطح دانش و آگاهی خواننده را ارتقا دهد و تجربیات مفیدی را در اختیار او قرار دهد. با این تعریف اولین کتابی که پیشنهاد می کنم «استخر خون» (نوشته فاطمه السادات میرعلی، انتشارات راه یار) است که بسیار به آن علاقه دارم.

این کتاب داستان زنده ماندن در شرایط سخت است، داستان مقاومت و اتحاد انسان است. داستان یک زن ایرانی فداکار و فداکار است که سختی ها را صبورانه تحمل می کند. مشکلاتی که شاید باور کردنشان برای خواننده سخت باشد.


فکر می‌کنم اگر این کتاب به زبان‌های دیگر ترجمه شود و خوانندگانی از کشورهای دیگر که غرق در فرهنگ ما هستند آن را بخوانند، آنچه در این کتاب شرح داده شده را باور نخواهند کرد. آنها به سختی “حوض خون” را باور می کنند یا حتی آن را می پذیرند، زیرا درک این موضوع برایشان دشوار است که چگونه گروهی از زنان می توانند در شرایط بسیار دشوار چنین فداکاری و از خودگذشتگی نشان دهند. به دلیل این بی اعتمادی، ممکن است فرهنگ ما و ریشه های آن را نشناسند و با ارزش هایی که اساس فرهنگ ماست بیگانه شوند.


دو کتاب دیگر که می‌توانم به آن اشاره کنم، «فولاز»، زندگینامه شهید علی اصغر فلادگر (نوشته محمدعلی قربانی، انتشارات انجمن پیشکسوتن)، از شهدای معروف حادثه منا است. و کتاب دیگر «برادر حنیف» زندگی و روزگار شهید نبی الله شاهمرادی (نوشته محمدعلی گودینی، انتشارات انجمن پیشکسوتان سپاس). شهید شاهمرادی به عنوان معمار امنیت کردستان شناخته می شود و شخصیت بزرگی است که در کنار بزرگانی چون شهید بروجردی و شهید احمد کاظمی در مواقع بحران خدمات ارزنده ای برای کشور و انقلاب انجام داده است.

این کتاب از جمله کتاب هایی است که باید در سطح وسیع تری در جامعه خوانده شود، زیرا شناخت فرهنگ و سبک زندگی شخصیت هایی مانند شهید شاهمرادی نیاز امروز ماست. تبیین ابعاد مختلف زندگی اینگونه شهدا در جهاد تببین که حضرت آقا فرمودند بسیار ضروری است.

به نظر می رسد اعتقاد به شناخت و قدردانی از زحمات و تلاش های نسل های گذشته وجود دارد. این باور شما در سه عنوان کتابی که معرفی کردید نیز منعکس شده است.

بله، من معتقدم که انسان جامعه خود را می سازد و ساختن جامعه نیازمند فداکاری است. جامعه بر پایه ایثار، جهاد و پایداری بنا شده است. اتفاقات کتاب هایی که نام بردم و معرفی کردم در موقعیت های جغرافیایی مختلف اتفاق می افتد، اما همه آنها به هم پیوند خورده اند، زیرا ریشه یکسانی دارند. هویت آنها با این ریشه پیوند خورده است.

این هویت و ریشه در بستر گذشته های بسیار دور و حتی در اسطوره های ملی و مذهبی ما به وضوح دیده می شود. این ارزش فداکاری و ایثار، این تلاش برای حفظ اصالت و کرامت، چه در زن و چه در زن، در همه مبانی و آموزه های دینی و ملی ما وجود دارد.

اینها چیزهایی است که کشور ما را تشکیل می دهد، کشوری که در طول تاریخ همواره مورد تهاجم دشمنان و استعمارگران بوده است. به نظر من شناخت الگوهای گذشته و آشنایی با اشکال جدید پایداری جامعه امروز ما بسیار ضروری است.



وضعیت بازار کتاب را چگونه می بینید؟
همانطور که می دانید در طول دوره طولانی شیوع کرونا روزهای سختی را سپری کرده ایم. کرونا بر پیکر اقشار مختلف جامعه ضربه سختی زده است و کتاب به عنوان یک محصول فرهنگی نتوانست از این ضربه ها بی نصیب بماند و بازار آن آسیب دیده است. متأسفانه در این مدت حدود دو ساله بسیاری از ناشران نتوانستند کتاب منتشر و توزیع کنند و به نوعی متوقف و متوقف شدند. الحمدلله بعد از ضعیف شدن بیماری و پشت سر گذاشتن آن دوران حساس، وضعیت خیلی بهتر شده است.

از روابطی که با جامعه کتابخوانی و جامعه ناشران دارم، می بینم که وضعیت نسبتاً مساعد است و انشالله با گسترش هرچه بیشتر همکاری مسئولان در این زمینه، مجدداً باز خواهیم گشت. طراوت روزهای قبل از کرونا.



و کلام آخر؟
حرف آخرم این است که کتاب برای همه ما دوستان خوبی است و خوشا به حال کسانی که با کتاب آشناتر هستند و لذت مطالعه را بهتر درک می کنند.