کودکان کار و مشکلات عاطفی و اجتماعی آنها


کار کودکان یک چالش و معضل هر جامعه ای است که نشان از نارسایی ها و مشکلات آن جامعه دارد. به نوعی می توان این را غم انگیزترین چالش دانست. متأسفانه این کودکان مشکلات عاطفی و اجتماعی پیچیده ای دارند که نمی توان به راحتی بر آنها غلبه کرد.

چراغ قرمز می شود و در یک چشم به هم زدن اطراف ماشین شما پر می شود از بچه های قد بلند و نیم قد که زیر بهانه گل فروشی و تمیز کردن شیشه های ماشین در خیابان راه می روند. همان کودکانی که به جای بازی و درس خواندن محکوم به کار در فضای سنگین جامعه هستند. نه سرد است و نه گرم. در این روزهای تابستان در سردترین روزهای سال کار می کنند. البته اینها تنها بخشی از کودکان کاری هستند که هر روز با آنها روبرو می شویم. تعداد زیادی از کودکان کار نیز به کارهای خانگی بدون دستمزد یا کم دستمزد و اشکال مختلف کار مشغول هستند
محرومیت های اجتماعی را تجربه می کنند و بسیاری از آنها روزهای سختی را جدا از خانه و خانواده سپری می کنند.

عوامل اساسی جامعه و قوانین و سیاست ها در پیدایش این رویکرد مؤثر بوده و جامعه را با شرایط پیچیده کودکان کار مواجه می کند. عوامل متعددی مانند شکست نهادهای اجتماعی مانند خانواده و مدرسه، فقر اقتصادی خانواده ها و ناتوانی در انطباق با سبک زندگی شهرهای بزرگ، آلودگی و زیان آور بودن حاشیه های شهری، عدم نظارت کافی از سوی دستگاه های متولی وجود دارد. سازمان ها و الگوهای غلط کودکان در ایجاد و منشأ کار کودکان نقش دارند، اما این وظیفه دولت ها و نهادهای مرتبط است که ناتوانی خانواده ها در برآوردن نیازهای کودکان با ناتوانی های شدید جسمی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و روانی را بپوشانند. در چنین موردی.

بچه ها دنبال کار می گردند
بچه ها دنبال کار می گردند

کاهش کار کودکان، ارتقای سطح زندگی خانواده‌های فقیر و آسیب‌پذیر، ایجاد رفاه عمومی، توقف کار سخت برای کودکان و نظارت دقیق در این زمینه و توانمندسازی کودکان کار و خانواده‌های آنها برای رهایی از چرخه کار و صدمات این مشکل کاهش می یابد. برخورداری کودکان از حقوق آموزش، بهداشت، بیمه و سایر حقوق اساسی و مهمتر از همه، بها دادن به سازمان های غیردولتی مرتبط با حقوق کودکان و خانواده ها و حمایت از این سازمان های مردم نهاد توسط دولت برای احقاق حقوق کودکان و خانواده هایشان. این یک راه مهم برای کاهش بروز است.

فرزندان؛ آینده سازان و سرمایه انسانی آینده جامعه هستند و بی توجهی به آنها می تواند آسیب های اجتماعی را به دنبال داشته باشد. این کودکان می توانند بازیچه مجرمان و سارقان در باندهای قاچاق مواد مخدر شوند. یکی از آثار کار کودکان افزایش سرمایه کسانی است که از کودکان استثمار می کنند و این امر باعث افزایش فقر و شکاف طبقاتی در جامعه و در نهایت به خطر افتادن سلامت اجتماعی و مانع از پیشرفت و توسعه جامعه می شود. متأسفانه تعداد کودکان کار در ایران به دلایل مختلف از جمله درآمد کم، مهاجرت از روستا به شهر، بی توجهی یا بدرفتاری و … در حال افزایش است که البته آمار دقیقی از این کودکان وجود ندارد.

کودکان بی گناهی که معمولاً در کوچه و خیابان یا کنار کارگاه برای نان خانواده خود مجبور به محرومیت از تحصیل می شوند، از سنین پایین در معرض شرایط سخت قرار می گیرند و جثه کوچکشان قلبشان را می تپد. بی شک حذف چرخه فقر از زندگی کودکان ضروری است و حمایت از این قشر و ارتقای سطح زندگی و یادگیری آنها باید در اولویت برنامه های دولت ها و سازمان های مرتبط باشد.

خودل – کارشناس اجتماعی